کی توانم خاک غربت را طوطیای چشم کنم

احیای پروژه راه بزرگ ابریشم به یکی از مواد کلیدی اجندای سیاسی و اقتصادی دول اسیای مرکزی و خاور میانه مبدل میگرده است. صحبت بر سر عصری سازی بنیادی سیستم ترانسپورتی – لوژیستیکی منطقه مطرح بحث می باشد که عصری سازی ناگزیر سیاسی کشورهای اسیای مرکزی و جنوبی را در قبال خواهد داشت. افغانستان که بدون ان عصری سازی شبکه ترانزیتی آسیای مرکزی تصور شده نمی تواند، احتمالاً در پروژه راه بزرگ نو ابریشم یکی از نقش های کلیدی ایفاء خواهد گرد. طوریکه تاریخ نشان میدهد، راه بزرگ ابریشم، در ماهیت امر، مدت زمان طولانی یگانه شاهراه برای اسیای مرکزی امروزی بود.
روشن است، که اوضاع به مرور زمان تغییر کرد. ولی، به نظر ما، امروز احیای پروژه راه بزرگ ابریشم یکبار دیگر، قبل از همه، برای اسیای معاصر با واقعیت های نو ان، با اقتصاد در حال رشد سریع ، منابع و پوتنسیال صنعتی ان، به ضرورت مبرم مبدل میگردد. فقط یک مثال را یاداوری میکنیم: ما امروز می بینیم که هند با گذشت هر سال با چه تحرک فعالانه انکشاف میکند. قدرت تولیدی و اقتصادی این کشور به سرعت زیاد رشد می نماید. معلومات منتشره اخیر به موجودیت ذخایر بزرگ عناصر نادره زمینی در این کشور اشاره میکنند که در صنایع عالی تخنالوژیکی استفاده میشوند. شرایط کلیدی انکشاف موفقانه اقتصادی هند، مانند انکشاف سایر کشورهای منطقه، دسترسی بر منابع انرژی و امکانات نو ترانزیتی محسوب میشود. کارشناسان اشاره میکنند که هند همین اکنون با کمبود مواد سوخت برای تولید انرژی برق مواجه می باشد و ذخایر ذغال سنگ خود کشور بسیار کم می باشند. به عقیده ما، یگانه منبع برای تولید مقدار لازم انرژی برای اقتصاد هند و اقتصاد کشورهای دیگر منطقه صدور گاز از کشورهای اسیای مرکزی و روسیه محسوب میشود. تامین این گونه صادرات مستقیماً به انکشاف شبکه ترانسپورتی منطقه مربوط می باشد. امروز شبکه های خطوط راه اهن که از طریق ایستگاه گلوبا – حیرتان و سرحد اباد – تورغندی عبور میکنند، نقش هرچه بیشتر مهم را در تامین انتقالات ترانزیتی بازی میکنند. قابل یاداوری است که تا 70% حمل و نقل محموله ها از طریق ایستگاه گلوبا – حیرتان صورت میگیرند. طوریکه تجربه نشان میدهد، این ایستگاه ها از عهده حجم های درخواست شده ارسال کنندگان بار، قبل از همه، نسبت قابلیت پائین عبوری ایستگاه های سرحدی برامده نمی توانند. یگانه راه بیرون رفت از وضع موجود توسعه شبکه های باربری و ترمینال های باری در داخل افغانستان شمرده میشود. صحبت قبل از همه راجع به اعمار شاخه راه اهن حیرتان – مزارشریف - هرات تا ایران مطرح بحث می باشد. طوریکه معلوم است، دهلیز بین المللی موجود فعلی ترنسپورتی " شمال – جنوب" که از طریق مسیر بندر عباس – سرخس عبور میکند، بسیار مصروف است و از عهده جریان روز افزون انتقالات برامده نمی تواند و اداره خطوط راه های اهن مجبور میشود در جریان سال چند بار بر حمل و نقل ممنوعیت اعلان نماید که در نتیجه ان ارسال کنندگان بار مجبور میشوند، دهلیزهای دیگر ترانسپورتی و بازارها را برای فروش کالای خود جستجو نمایند که به ذات خود مانع انکشاف تجارت در منطقه میشود. به نظر ما، در چنین وضع، راه بیرون رفت اعمار دهلیز الترناتیف "شمال – جنوب" با راه یافتن به بنادر گوادر و کراچی از طریق خاک افغانستان بوده میتواند. تحقق چنین پروژه ترانسپورتی میتواند شبکه انتقالات ترانزیتی را در آسیای مرکزی بصورت بنیادی عصری سازد. ولی برای این کار دستیابی بر سطح کیفی نو امنیت در افغانستان ضروری شمرده میشود. واضح است که به ثبات سیاسی در افغانستان بیشتر از همه دول اسیای میانه علاقمند می باشند. به نفع این کار نه تنها عقل سلیم، بلکه علاقمندی زیاد کشورهای همسایه به مساله افغانستان گواهی میدهد. باید گفت که انکشاف دهلیزهای ترانسپورتی از طریق افغانستان و در داخل افغانستان مقدمات اضافی را برای حفظ امنیت در منطقه ایجاد میکند. به خاطریکه عصری سازی شبکه ترانسپورتی برای جامعه افغانی به معنی ایجاد مشاغل نو، افزایش تولید و برقی ساختن کشور می باشد. اعمار خطوط راه اهن و سرک ها و لوله های انتقال گاز و نفت میتواند شبکه ترانسپورتی و تولیدی را در افغانستان بوجود اورد که، در اخرین تحلیل، به نفع بلند بردن سطح زندگی مردم، ایجاد شرایط مساعد برای توسعه تشبثات داخلی و برای جلب سرمایه گذاری ها تمام خواهد شد. فکر میکنم که ثبوت این مساله ضرور نمی باشد که رشد سطح رفاه مردم افغانستان مطمئن ترین تضمین صلح و ثبات در افغانستان و موثرترین سلاح برضد تروریزم، تندروی مذهبی و سیاسی محسوب میشود. بازار در حال انکشاف افغانستان میتواند به مشوق اضافی برای انکشف دهلیزهای ترانسپورتی در منطقه مبدل گردد. در سال های اخیر افزایش دوران کالا بین کشورهای اسیای مرکزی و افغانستان مشاهده میشود. بازار افغانستان برای صادرکنندگان مواد سوخت و انرژی ، مواد غذایی، غله، کالای صنعتی و اقلام مورد ضرورت عامه از جمهوری های شوروی سابق اسیای میانه به بازار خوب فروش مبدل میگردد. قابلیت پائین عبوری "دهلیز شمال – جنوب" که در حال حاضر نسبت انتقال محموله های ناتو نیز مصروف می باشد، تقریباً به یگانه مانع بر سر راه رشد حجم صادرات به افغانستان مبدل گردیده است. متشبیثین افغان معتقد اند که توسعه شبکه خطوط راه های اهن و اعمار ترمینال های باری در داخل افغانستان قابلیت عبوری ایستگاه ترانسپورتی حیرتان را افزایش خواهد داد و به کاهش حجم کالاهای صادراتی قاچاقی که از سرحدات افغانستان در غرب، جنوب و شرق کشور عبور میکنند منجر خواهد شد. افغانستان از برکت موقعیت جغرافیایی خود از پوتنسیال قابل ملاحظه ترانزیتی برخوردار می باشد که برای کشور عواید خوبی به بار اورده میتواند. فکر میکنم که میتوان این پوتنسیال را به مثابه باب جداگانه در ساختار محصول ناخالص ملی کشور، طوریکه در اسیای جنوب – شرقی ( سنگاپور، مالیزیا) عملی میشود، درج نمود. بودجه افغانستان باید از وضع وابستگی به کشورهای کمک کننده براید. چون دهلیزهای ترانسپورتی و ترانزیتی نیروی محرکه اقتصاد هر کشور محسوب میشوند و انکشاف انها میتواند به عصری سازی موفقانه اقتصاد افغانستان ساعدت نماید. انهم در صورت که دولت افغانستان چیزهای برای پیشنهاد کردن به اقتصاد جهانی دارد. قرار معلومات پنتاگون که در سال 2010 اعلام گریده، افغانستان ذخایر بزرگ فلزات نادره زمینی که در صنایع عالی تخنالوژیکی استفاده میشوند، دارا می باشد. متاسفانه، فعلاً در خود افغانستان انرژی برق، تخنالوژی ها و امکانات ترانسپورتی برای انکشاف این رشته صنایع، کفایت نمی کنند. ولی، این دلیل وزین همگراساختن هرچه فعالتر اقتصاد افغانستان در سیتم تقسیم بین المللی کار و تولید شمرده می شود. افغانستان برای این امر کاملاً اماده می باشد، تا از سیستم فعلی کمک گیری به سیتم سرمایه گذاری های بین المللی گذار نماید. روشن است، که در صورت اعمار لوله گاز ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند (TAPI)، میتون انکشاف تشدیدی صنایع استخراج معادن را در افغانستان انتظار داشت. ترانزیت موفقانه منابع مواد سوخت و انرژی از کشورهای اسیای میانه به سواحل بحر هند از طریق افغانستان امکان بکار برد امکانات موسسات مالی بزرگ بین المللی و جلب سرمایه گذاری های بزرگ مقیاس به منطقه فراهم ساخته میتواند. شرکت موسسات بزرگ بین المللی مالی در این پروژه ها میتواند، بالاخره، اختلافات سیاسی بین افغانستان و پاکستان را که تا اندازه زیادی تحرک بحران معاصر سیاسی افغانستان را تعین میکند، رفع نماید و در دورنما به قطع عملیات جنگی در افغانستان مساعدت نماید. طوریکه تاریخ نشان میدهد، منافع بزرگ مالی موسسات جهانی میتوانند هر جنگ را یا متوقف سازند و یا ان را شعله ور سازد. منجمله جنگ که به خاطر کنترول بر دهلیزهای مهم ترانسپورتی – ترانزیتی پیش برده میشود. ضمن صحبت راجع به شرکت روسیه در پروژه های عصری سازی ترانزیتی شرق اوسط و اسیای جنوبی، باید تذکر داد که کشورهای اسیایی بصورت بسیار فعال انکشاف میکنند و به منابع مواد سوخت و انر ژی نیازمندی روزافزون احساس میکنند. به نظر من، در دورنمای نزدیک روسیه به مسیرهای الترناتیف انتقال و فروش گاز که قبل از همه، متوجه جنوب – شرق اسیاء باشند و بتوانند جهات درای قابلیت بهتر رقابتی برای فروش مواد سوخت و انرژی روسیه را ایجاد کنند، ضرورت دارد. تاشکند در صورت عصری سازی سیستم ترانزیتی منطقه، اغاز اعمار دهلیزهای ترانسپورتی در جهت ازبکستان – افغانستان- ایران که با دهلیز های ترانزیتی وصل گردد که کار ساختمان انها را همین اکنون چین، قرغزستان و ازبکستان ( از طریق کوتل تاروگر) پیش می برند، بشتر از همه از این گونه پروژه ها نفع خواهد برد. ازبکستان نه تنها منفعت مطمئین و بزرگ مالی بدست خواهد اورد، بلکه نقش کشور کلیدی ترانسپورتی را در منطقه بازی خواهد کرد و بدینوسیله الترناتیف واقعی به دهلیز فعال ترانسپورتی الاشینکو – دوستیک – الماتا – بندر اق تاو ( دهلیز شرق – غرب) بوجود خواهد اورد که در حال حاضر سخت مصروف می باشد. روشن است که د رتاشکند این موضوع را میدانند: سیاست فعال که مقامات ازبکستان در باره عصری سازی پوتنسیال ترانسپورتی کشور عملی میسازد، بیانگر این گفته است. فقط یک ماه قبل در تهران جلسه مشورتی چهارجانبه راجع به دهلیز ترانسپورتی ازبکستان – ترکمنستان – عمان پایان یافت. با شرکت فعال تاشکند کار بالای موافقت نامه سه جانبه راجع به دهلیز ترانسپورتی از طریق افغانستان بین ازبکستان، افغانستان و ایران قبلاً اغاز گردیده است. ضرورت به انتقالات باربری قابلیت عبوری فعلی این دهلیز را بالا می برد. باید گفت که دهلیز ترانسپورتی چین – قرغزستان – ازبکستان – افغانستان – ایران امکان کاهش دو برابر زمان انتقال محموله ها را میسر می سازد. ما ضمن صحبت در باره عصری سازی شبکه ترانسپورتی منطقه این مساله را درک میکنیم که انتقالات راه اهن نسبت به انتقالات بحری دو برابر گرانتر تمام میشوند. ولی، اقتصاد در حال رشد اسیاء به وضاحت تمام به انتقالات بین القاره یی، منجمله در عرصه انتقال محموله های که زودتر خراب میشوند و انتقال محموله های که باید بصورت عاجل انتقال یابند، نیاز دارد. ایجاد چنین پروژه های ترانزیتی زمینی که کاملاً میتوانند با انتقالات راه اهن رقابت نمایند، ضرورت واقعی محسوب میشود. بطور مثال، انتقال محموله ها از روسیه مرکزی از طریق بحر تا اسیای جنوبی، مدت زمان دو تا دو نیم ماه را در بر میگیرد و از طریق دهلیز "شمال – جنوب" انتقال عین محموله مدت دو تا سه هفته را در بر میگیرد. ضمن نتیجه گیری، تذکر این نقطه را لازم می دانم که انکشاف دهلیزهای ترانزیتی اسیای مرکزی و دهلیز ترانسپورتی از طریق خاک افغانستان میتواند نقشه عنعنوی ترانزیتی قاره اسیاء را بصورت بنیادی تغییر دهد. این کار میتواند قابلیت رقابتی کشورهای اسیایی را در بازار جهانی بالا برد، شرایط بیزنس را در منطقه بهبود بخشد، مدت انتقال محموله ها را کاهش دهد، مخارج ترانسپورتی را پائین اورد و وضع مساعد را برای سرمایه گذاری های بزرگ خارجی ایجاد کند. یگانه مانع بر سرراه شرکت فعال جمهوری اسلامی افغانستان در تبادله جهانی و منطقوی کالا بی ثباتی و مشکلات امنیتی در این کشور محسوب میشود. Afghanistan.ru
نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ دل نوشته‌ها ()